تبلیغات
چاخته - پرنده

چاخته

( اگه خسّه هسی از دسّ دنیا - بووی جونی بیو کِر چاخته ی ما )

پرنده
توی آسمون آبی

یه پرنده بی قراره

دوس داره ببینه یارش

دیگه اون طاقت نداره


دیگه اون طاقت نداره

سرکنه بدون یارش

حتی الانم رسیده

نفساش هی به شمارش


دوس داره وقتی اونو دید

بگه از روزای خستش

بگه از بغض غریب و

اون پر و بال شکستش


پس پر و بالش و وا کرد

پر زدش تا که نفس بود

رسید اما دید که یارش

پر شکسته تو قفس بود


تا که یارشو اسیر دید

پر و بالش و به یک بار

تکونی داد و همونجا

پرید از کنار اون یار


یار اون پرنده تا دید

دلبرش از پیش اون رفت

شد شکسته قلب پاکش

حق حقش تا آسمون رفت


اما کاشکی که می دونست

اون پرنده ای که پشتش

رو به اون کردش و پر زد

چه جوری خودش رو کشتش

چه جوری خودش رو کشتش

(میشمح)




طبقه بندی: شعر فارسی،
[ جمعه 25 آذر 1390 ] [ 08:22 ب.ظ ] [ میشمح ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه